الو الو …

الو الو … تویچی های شیطان خط و زیر آتیش گرفتن، سرتو از خاکریز ببری بالا تیر مستقیم بد حجابی شکارت می کنه؛ حاجی وضعیت قرمزه، چند تا گرا گرفتیم اگر بشه بکوبید بلکه بچه ها قیچی نشن، خرچنگای دشمن از روی بچه هایی که زخمی شده بودن زنده زنده رد شدن؛ حاجی اینجا هر کی ترکش می خوره زمین گیر میشه نمیشه آوردش عقب ….

کاش ماهم شهید شیم، خودمونو بکشیم قبل از اینکه بکشنمون، کاش بشه جلوی هوای نفسمون خاکریز بزنیم، با برو بچه های گردان کمیل همون با صفا ها پشت خاکریز دعاکمیل بگیریم، یاد همشون بخیر! کاش بشه توی سنگر دلمون بشینیم تو اون تاریکی با نور یه فانوس نفتی زیارت عاشورا بخونیم …

کاش بشه پر کشید؛ حیف که تو هزار توی این دل سیاه گم شدم، گرا رو گم کردم، حاجی کربلا کدوم طرفه می خوام دم جون دادن روم سمت کربلا باشه، بالاسرم زیارت عاشورا بخونیم ها ، یادنون نرم. می خوام با چشم گربون برم.

کاشکی تیر مستقیم بخوره به قلبم که تیکه تیکه بشه، مبادا آقا میاد سیاهی قلبمو ببینه غصه اش بشه!

آقا ما رومون نیست تو چشماتون نیگاه کنیم، یه وقت بیاین که دیگه چشمامون …

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *